Video by 7th_khaan
Video by 7th_khaan
داستان رقصنده با شیطان: عروسی کانی کورلئونه بود
اما کانی نمیدونست، همون دستی که موقع رقص آغوشش گرفته،
دست پدرش،
همون دستیه که باعث سوختن خونواده میشه.
پدرش برای ساختن امنیت و آسایش خونواده،
شغلی داشت که قرار بود همهی زندگیشون رو به آتیش بکشه.
موقع رقص،
دوربین کارگردان رازی رو لو میده؛
برای لحظهای چراغ زرد رنگ روی صورت پدرخوانده میافته؛
رنگی شبیه آتیش.
کارگردان مستقیم به ما نمیگه
پدرخوانده همون شیطانیه که باعث سوختن خانوادهست؛
فقط میخواهد ببینیم
آتیش چطور توی وجود کسی پنهان میشه.
در دنیای کورلئونهها،
زنها هیچوقت صاحب قدرت نبودن
این خانواده رو مردها ساختن،
مردها اداره کردن،
و مردها نابود کردن.
جایی از فیلم مادر گوشهای پشت میز نشسته؛
اما تصویرش تاریکه
و اون تاریکی روی چهرهی دخترش هم میافته
چون زنها نباید در این خونواده تاثیری داشته باشن.
کانی دختر پدرخوانده بود،
اما همیشه بین مردهای خانواده گیر افتاده بود.
مردی که باهاش ازدواج کرد،
بیشتر عاشق اسم کورلئونه بود تا خود کانی.
برادر بزرگش،
در هر لحظهی زندگیش دخالت کرد.
و برادر کوچیکش،
همون مردی که روزی دستش رو بوسید،
شوهرش رو ازش گرفت.
کانی میخواست با سرنوشتش بجنگه
ولی وقتی نتونست،
ازدواج نکرد
و دیگه فقط خواهر خونواده بود.
کم کم به سنگدلی مردهای خونواده شد
مثل همون شیطانها
دشمنش رو مسموم کرد
و با لبخند مردنش رو تماشا کرد.
کانی تمام عمرش رو توی آتیشی که پدرش باعثش بود زندگی کرد،
و بالاخره بوی دود گرفت
و رقص کانی با شیطان
هیچوقت تموم نشد …
در یکی از اپیزودهای پادکست خوانهفتم
به اسم: “ بخوانشان پدر “
از سهگانه پدرخوانده گفتیم؛
🍊
برای شنیدن داستانهای کمترشنیدهشده از سینما مارو دنبال کنید.