Video by ahmad_tamhidi
Video by ahmad_tamhidi
این قصه، قصهٔ ققنوسهاست؛
اونایی که با بالهای شکسته از دل خاکستر دوباره پر میکشن.
نوجوونایی با جیبهای خالی اما دلهایی مملو از امید...
کسایی که وسط هیاهوی شهر، تو کوچههای پر از دلتنگی و چشماشون دنبال نور و ستارههاست...
دوستا و داداشیا که اهریمن خاک آرزوهای زندگی رو از چشماشون دزدید و گرد خاطراتشون برای همیشه تو هوای شهر پخش شد.
مثل خاطرات محمدرضا که آخرین پیامش تو واتساپ، برای همیشه بیجواب موند،
یا اسی، که بعد از رفتن داداشش، کسی دیگه خندیدن چشماش رو ندید.
اینجا موندن آسون نیست… هر روز باید یه تیکه از جون و جوونیت رو خرج کنی تا فقط بتونی دوام بیاری...
پسرا و دخترا بعد مدرسه میرن سر کار،
تو رستورانای شلوغ تا خرج خودشون و بعضیاشون حتی خواهر برادر کوچیکترشونو بدن.
پشت حصار امیدهای زخمی، بیپناه اما قوی ایستادن و با مداد رنگیهای شکسته، آیندهشون رو بدون اینکه از کسی اجازه بگیرن نقاشی میکنن،
البته که قناری زندگیشون آوازای قشنگ خودش رو هم داره:
مثلاً اون روزی که علیرضا گفت: «آقا! برای خواهرم با پولی که خودم درآوردم، عیدی خریدم.»
یا وقتایی که ناراحتن و دست رو شونه هم میندازن و سعی میکنن با شوخیهای ناشیانه لبخند رو لب دوست دوست غمگینشون بیارن،
یا وقتی تو اوج گرسنگی بیسکویتشون رو بین رفیقهاشون تقسیم میکنن و سهم خودشون فقط میشه یکی.
برق چشماشون تو لحظات شیرین با هیچ کلمهای قابل وصف نیست.
تو کلش، کالآف و هر بازی دیگهای، یاد گرفتن تیم باشن،
کنار هم بجنگن حتی وقتی دنیا باهاشون لج کرده.
از صدتا فیلتر و تحریم رد بشن تا به بازی برسن.
دخترا تو فریفایر صداشونو قایم کنن
تا بتونن کنار برادراشون بجنگن.
این چیزاس که آخرش برندهشون میکنه.
و من، معلمی که ۹ سال پیش بلیطِ رفتنش رو پاره کرد،
موند تا کنار نسلی بشه که گویا از یاد دنیا رفته.
من
روزا:
آرزوهای خطخورده از تبعیض تو دفترشون
و شبا:
استوری و رپ احساسیشون
رو دیدم و دلم لرزید.
اگر ازم بپرسن بزرگترین افتخارم چیه؟
میگم کنار این بچهها موندن تو تاریکترین روزا،
وقتی که قلبشون مثل صفحه گوشیهاشون ترک خورده ولی هنوز روشنه.
ازشون یاد گرفتم بین دل و فکر، بین رنج و رویا،
پلی از شجاعت بسازم.
میدونم که این شبها سهمگینه...
ولی دیگه نمیزاریم هیچ کابوسی رویای یک روز خوب رو ازتون بگیره.
راهی تا شکست اهریمن باقی نمونده .
ما رویایِ بیدارِ کوچههای خاموشیم.
«خستهایم ولی تا آخر وایمیستیم» 😊
برای شما، دانشآموزانِ عزیزتر از جونم...
برای همهٔ نوجوانان بازمانده به اجبار از تحصیل
این قصه تا خندهٔ آزادی ادامه داره