Video by charandeeyat
Video by charandeeyat
.
در تالار دانشگاهی در نپال، دانشجویی جوان که به زحمت بیست سال داشت بر جایگاه سخنرانی گام نهاد.
او نه صاحب مقام بود، نه قدرت و نه ثروت؛ تنها قلبی بیریا و صدایی صادقانه داشت. او پرشور از بیعدالتیای سخن گفت که بر جان مردم چنگ انداخته بود، از فقرِ خفقانآوری که گریبانگیر خانوادهها شده بود، و از رویای آزادی که دور از دسترس مانده بود.
کلماتش همچون باران بر زمینی تشنه فرود آمد. لحظاتی بعد، سکوت جای خود را به فریادهای پرشور داد و آن تالار کوچک، یکسره غرق در شور و هیجان شد. از همانجا جرقهای زده شد که به خیابانهای کاتماندو کشیده شد؛ صدای مردم برخاست و شعلههای اعتراض زبانه کشید تا سرانجام، دولت زیر فشارِ خودِ شهروندانِ کشور سقوط کرد.
مستبدان و مقامات، جایگاههای قدرت خود را رها کرده و گریختند؛ بدین ترتیب مردم فرصت یافتند تا سرانجام در جایگاه قدرت قرار گیرند و حقوق خود را با دستان خویش بازپسگیرند. بدینسان، سخنرانی یک دانشجوی معمولی به سرآغاز فصلی نو در تاریخ نپال بدل شد؛ فصلی که مردم آن را نه با شمشیر، بلکه با صدای خود نگاشتند و ثابت کردند که کلام میتواند قدرتمندتر از هر ارتشی باشد.
#تظاهرات #انقلاب #نپال #دانشجو #اکسپلور