Video by dr_irajrezae
Video by dr_irajrezae
واژه دوم : دوستکام
این واژهٔ دوستکام حقا که از زیباترین واژهها در زبان فارسی است. نشاندهندهٔ ارج و ارزشِ والای دوستی در فرهنگ ما ایرانیان. دوستکام که گاهی به طریق دعا هم در حق کسی به کار میرود در نزد فارسیزبانان، به آن لحظاتِ مسرّتانگیز و سعادتباری اطلاق میشود که شخصی به کامِ رفیقانش، به میل و مراد دوستانش، دوستانی دیدهور و دلآگاه و دانا که نیکاندیش و خیرخواه او هستند، زندگی میکند. دوستکامی یعنی به کام دوستان زیستن! و براستی چه سعادتی والاتر از این که آدمی در سپنجِ حیات، به کامِ دوستانش زندگی کند. دوستانی که به تعبیر بامداد شاعر، با دستانی که آشتی است و پذیرش و بخشایش است، با چشمانی که خمیرمایهٔ مهر است، یاریات میدهند تا دشمنی از یاد برده شود.
نقطهٔ مقابل دوستکامی، دشمنکامی است که دور باد از جان این جمع و تمام آدمیان؛ از جان تمام آنهایی که بر کیش و طریقت مِهراَند و در فرصتِ فانیِ عمر، رنجوری و آسیب و آزار کس نمیخواهند. دشمنکامی، به کام دشمن زیستن است. طریقی از زیستن، که به دور از درستی و راستی، به دور از خرد و دانش، به دور از مِهر و مدارا و معرفت و مردمی است. زیستنی ناسزاوار که در حقیقت، نازیستن است و پیامد و پایانش، چیزی جز پشیمانی و پریشانی، چیزی جز حسرت و ندامت و اندوه نیست. شاید هیچ چیز در زندگی سختتر از این نباشد که انسان در بیتوتهٔ کوتاه جهان، در گذر از مسیری که نامش زندگی است
چنان به بیراهه بپوید، که دستی برای دستگیری نیابد، که دلی بر تیرهروزی او نسوزد، که جانی بر شقاوت او شفقت و رحمت نیاورد، که چشمی در وداع او نگرید.
✍️ایرج رضایی