Video by _.ghabak._
Video by _.ghabak._
چرا یادی از من نمیکنی؟
یادت هست؟
من خندههایت را به نام خودم میدیدم…
انگار هر لبخندت سهم من بود، پناه من بود.
چرا دیگر یادی از من نمیکنی؟
و چرا از یاد من نمیروی؟
از تو برای من، فقط همین شعرها و همین واژهها ماندهاند…
نه عکسی از چهرهات دارم که ساعتها به تماشایش بنشینم،
نه صدایی که دوباره خندههایت را در گوشم زنده کند.
تمام سهم من از تو،
چند خط نوشته است…
چند کلمه که هر کدام،
تکهای از نفسهای تو را در خود پنهان کردهاند.
حالا هر وقت دلم برایت تنگ میشود،
به سراغ همین واژهها میآیم.
آرام، با نوک انگشتهایم لمسشان میکنم…
انگار هنوز گرمای دستهای تو میان سطرها جا مانده است.
هر بار که از روی این کلمات عبور میکنم،
بوی تو در جانم میپیچد،
و صدای خندههایت،
از لابهلای همین حروف،
دوباره متولد میشود…
تو نیستی…
اما هنوز،
تمام نبودنت را
با همین چند کلمه زندگی میکنم.
“پ ش”
#مود #ترانه #موبایلگرافی #دلتنگی #رضا_بهرام