Video by _.ghabak._

Video by _.ghabak._

درست یادمه… دو ماه و چند روزی از رفتنت گذشته بود. عید بود؛ و ما در جاده‌ی هراز بودیم. هوا مه‌آلود بود، باران ریزی می‌بارید و من شیشه‌ی ماشین را پایین داده بودم،
مطلب آموزشی
زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
مشاهده محتوای اصلی

Video by _.ghabak._

درست یادمه…
دو ماه و چند روزی از رفتنت گذشته بود.
عید بود؛
و ما در جاده‌ی هراز بودیم.
هوا مه‌آلود بود،
باران ریزی می‌بارید
و من شیشه‌ی ماشین را پایین داده بودم،
سرم را از پنجره بیرون برده بودم
و باد، موهایم را به هم می‌ریخت.
هندزفری در گوشم بود
و خودم را سپرده بودم به جاده و موسیقی…
آهنگی که گوش می‌دادم تمام شد
و برای چند ثانیه،
همه‌چیز در سکوت فرو رفت.
خواستم آهنگ دیگری پخش کنم…
اما نمی‌دانم چه شد،
نمی‌دانم چه کسی دلم را به ماندن واداشت،
اما دستم روی عوض کردن آهنگ نرفت.
شاید حوصله نداشتم،
شاید حال دلم خوب نبود،
شاید هم قرار بود همان لحظه،
یک آهنگ، تمام چیزی را که ماه‌ها درونم پنهان کرده بود، بیرون بکشد.
صدای گوشی را تا آخر زیاد کردم
و داریوش شروع کرد به خواندن…
«غیر از گریه کاری نمی‌شه کرد…
اون که رفته دیگه هیچ‌وقت نمیاد…»
و من…
نمی‌دانم اشک‌هایم از کجا سرازیر شدند.
فقط یادم هست که همان‌جا،
در میان مه و باران و صدای داریوش،
برای اولین بار با تمام وجود فهمیدم
که تو واقعاً رفته‌ای…
فهمیدم دیگر برنمی‌گردی.
و تلخ‌تر از آن،
فهمیدم من هم جز گریه،
هیچ کاری از دستم برای بازگرداندنت برنمی‌آید.
از آن روز به بعد،
آن ترانه برای من فقط یک آهنگ نبود…
شد «آدرس تو».
هر بار که پخش می‌شود،
انگار دوباره برمی‌گردم به همان جاده،
به همان هوای مه‌آلود،
به همان باران ریز،
به همان پنجره‌ی پایین کشیده شده
و به همان دلی که هنوز نمی‌خواست باور کند تو دیگر نیستی.
حالا نزدیک دو سال است
که بعضی روزهای دلتنگی‌ام
با گریه شروع می‌شوند
و با گریه تمام…
و هر بار که این آهنگ پلی می‌شود،
با دلی که هم مطمئن است و هم پر از حسرت،
دوباره به همان حقیقت تلخ می‌رسم:
تو هیچ‌وقت برنمی‌گردی…
و من،
هنوز هر بار که این ترانه را می‌شنوم،
دلم برای کسی تنگ می‌شود
که می‌دانم دیگر سهم من از او،
فقط چند خاطره است،
چند قطره اشک،
و آهنگی
که برای همیشه
آدرس تو مانده است…
“پ ش”

#مود #ترانه #موبایلگرافی #دلتنگی #داریوش

بازگشت به صفحه اصلی