Video by khatereha.tv
Video by khatereha.tv
سریال «روزی روزگاری» یکی از محبوبترین و ماندگارترین آثار تلویزیونی در تاریخ هنر ایران است.
این مجموعه خاطرهانگیز که در اوایل دهه هفتاد ساخته شد، هنوز هم در قلب مردم جایگاه ویژهای دارد.
داستان سریال درباره زندگی راهزنی به نام مراد بیگ است که تقدیر او را در مسیر تازهای قرار میدهد.
با هنرنمایی بینظیر زندهیاد خسرو شکیبایی در نقش مراد بیگ، این سریال به اوج جذابیت خود رسید.
قصه از جایی اوج میگیرد که او پس از زخمی شدن، توسط خانوادهای عشایر نجات پیدا میکند و پناه میگیرد.
در این مسیر، شخصیتهای ماندگاری با بازی هنرمندان بزرگی همچون ژاله علو، محمود پاکنیت و محمد فیلی به ایفای نقش پرداختهاند.
بازی درخشان این هنرمندان در کنار جمشید لایق، تصویری واقعی و دیدنی از فرهنگ اصیل ایلیاتی را به نمایش گذاشت.
روزی روزگاری تنها یک سریال ساده نیست؛ بلکه روایتی عمیق از توبه، بخشش و بازگشت به زندگی درست است.
کارگردانی بینقص امرالله احمدجو در این اثر توانست فضای سنتی و عشایری ایران را به بهترین شکل ممکن زنده کند.
در این ویدیو، سراغ یکی از معروفترین و نابترین سکانسهای سریال رفتهایم که همه آن را با یک جمله تاریخی به یاد میآورند.
همان صحنه فوقالعادهای که حقیقتِ پشتِ ادعاهای بزرگِ شخصیت داستان لو میرود و همه با یادآوری اینکه قلیخان دزد بود، خان نبود لبخند میزنند!
تماشای این مجموعه تلویزیونی خاطرهانگیز، فرصتی ناب برای بازگشت به روزهای خوب گذشته و کودکی ماست.
دیالوگهای آهنگین و خاص این مجموعه، در کنار موسیقی متن استاد فرهاد فخرالدینی، به آن هویتی جاودانه بخشیده است.
سادگی در روایت داستان و صداقت در بازیها باعث شده تا این اثر بعد از دههها همچنان جذاب و دیدنی باقی بماند.
این سریال به بهترین شکل ممکن، مفاهیم ارزشمند جوانمردی و گذشت را در قاب تلویزیون برای ما به تصویر کشید.
امروز تماشای دوباره سکانسهای این مجموعه، فرصتی است برای مرور خاطرات شیرین و اصیل سالهای گذشته.
روزی روزگاری، آیینهی تمامنمای فرهنگ، سنت و قصهگویی ایرانی است که هیچگاه کهنه نمیشود.
هر بار بازپخش این سریال در تلویزیون، یادآور لحظات خوشی است که در کنار خانواده پای نمایشگر سپری کردیم.
مخاطبان نسلهای مختلف هنوز هم با مراد بیگ، خاله لیلا، قلیخان و ماجراهای ایل بیات خاطرههای بسیاری دارند.