Video by paradigm0shift

Video by paradigm0shift

فریدریش نیچه وقتی از مرگ خدا سخن می‌گوید، از نبودن یک موجود الهی حرف نمی‌زند؛ او از فروپاشی مرجعیت‌های مطلق و جهانی سخن می‌گوید که در آن، ارزش‌های قدیمی دیگر نم
مطلب آموزشی
زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
مشاهده محتوای اصلی

Video by paradigm0shift

فریدریش نیچه وقتی از مرگ خدا سخن می‌گوید، از نبودن یک موجود الهی حرف نمی‌زند؛ او از فروپاشی مرجعیت‌های مطلق و جهانی سخن می‌گوید که در آن، ارزش‌های قدیمی دیگر نمی‌توانند به‌سادگی معنای زندگی را تعیین کنند.
حالا این ایده را در نمایش Frankenstein از گروه National Theatre Live ببینید؛ جایی که ویکتور فرانکنشتاین موجودی را خلق می‌کند، اما از پذیرفتن مسئولیت او سر باز می‌زند. مخلوقی که پیش از آن‌که فرصت شناختن جهان را پیدا کند، با طرد شدن و تنهایی روبه‌رو می‌شود.
اینجا پرسشی که مطرح می شود این است که آیا می‌توان چیزی را آفرید، اما مسئولیتی در قبال سرنوشتش نپذیرفت؟
اگر خدا نماد خالق و سرچشمه معنا باشد، ویکتور در جایگاه خالق انسانی، تناقضی هولناک را آشکار می‌کند: او قدرت آفرینش را می‌خواهد، اما مسئولیت اخلاقیِ آفرینش را نه.
شاید پرسش نیچه و ماری شلی، هر دو، ما را به یک نقطه برسانند: وقتی مرجعیت‌های قدیمی دیگر پاسخ‌گو نیستند، چه کسی مسئول ساختن معنا، اخلاق و سرنوشت ماست؟

National Theatre Live: Frankenstein (2011)
بر اساس رمان ماری شلی
کارگردان: دنی بویل
با بازی بندیکت کامبربچ و جانی لی میلر


#فرانکشتاین
#نیچه
#تئاتر
#فلسفه
#اخلاق

بازگشت به صفحه اصلی