Video by quoqnoos

Video by quoqnoos

گاهی یک شعر، آدم را چند لحظه از هیاهوی دنیا جدا می‌کند و می‌نشاند روبه‌روی حقیقتی که همه‌مان دیر یا زود با آن روبه‌رو می‌شویم... مهران مدیری با خواندن این شعر ا
مطلب آموزشی
زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
مشاهده محتوای اصلی

Video by quoqnoos

گاهی یک شعر، آدم را چند لحظه از هیاهوی دنیا جدا می‌کند و می‌نشاند روبه‌روی حقیقتی که همه‌مان دیر یا زود با آن روبه‌رو می‌شویم...

مهران مدیری با خواندن این شعر از باباطاهر، دوباره یادمان می‌اندازد که هیچ‌چیز در این دنیا ماندنی نیست:

«اگر زرین کلاهی، عاقبت هیچ
اگر خود پادشاهی، عاقبت هیچ
اگر ملک سلیمانت ببخشند
در آخر خاک راهی، عاقبت هیچ...»

چه تلخ و در عین حال زیباست حقیقتی که باباطاهر قرن‌ها پیش به زبان شعر گفته؛
فرقی نمی‌کند تاج بر سر داشته باشی یا دستت خالی باشد،
پادشاه باشی یا گمنام‌ترین آدم شهر،
خانه‌ات کاخ باشد یا اتاقی کوچک...

آخرِ همه‌ی این رفت‌وآمدها،
همه‌ی ثروت‌ها، قدرت‌ها، شهرت‌ها و غرورها،
انسان می‌ماند و مشتی خاک...

شاید معنای این شعر، بی‌ارزش دانستن زندگی و داشته‌هایش نباشد؛
بلکه یادآوری این باشد که به چیزهایی که ماندنی نیستند، بیش از اندازه دل نبندیم.

چون روزی می‌رسد که
نه زرین‌کلاهی می‌ماند،
نه پادشاهی،
نه شهرتی،
نه نامی...

🎭 مهران مدیری متولد ۱۸ فروردین ۱۳۴۶ در تهران، از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های هنر ایران در زمینه بازیگری، کارگردانی، نویسندگی و اجراست.

گاهی یک بیت شعر کافی است تا آدم یادش بیاید:

**آخرِ قصه، همه مسافریم...

بازگشت به صفحه اصلی