Video by raavi_tarikh1
در روزكار حمله اعراب به ايران، هرمزان سردار دلاور و حاكم خوزستان بود. او هركز تسليم نشد وتا آخرين لحظه جنكيد X اما در نهايت دستكير شد. وقتى نزد خليفه آوردندش، آ
Video by raavi_tarikh1
در روزكار حمله اعراب به ايران، هرمزان سردار دلاور و حاكم خوزستان
بود.
او هركز تسليم نشد وتا آخرين لحظه جنكيد X اما در نهايت دستكير
شد.
وقتى نزد خليفه آوردندش، آب خواست. ظرف آب را كرفت اما ننوشيد...
خليفه پرسيد: جرا نمى نوشى؟
هرمزان كفت: مى ترسم در همان لحظه مرا بكشيد!
خليفه سوكند خورد: «تا اين آب را ننوشى، تورا از پاى درنمى آورم.» همين كافى بود... هرمزان آب را روى زمين ريخت
واينكونه جانش را خريد.
مى كويند خليفه پس از ديدن اين صحنه كفت:
«بخت از ايرانيان بركشته است؛ وكرنه با عقل هركز بر اين ملت جيره
نمى شديم...»
از همين ماجراست كه رسم ريختن آب پشت سر مسافر آمده؛ يعنى آرزوى زندكى دوباره و سلامتى براى او تا به سلامت بازكردد *
#تاریخ #دانستنی #فکت #داستان_واقعی #تاریخ_ایران