Video by ravieghalam

Video by ravieghalam

قباد دیوان‌سالار را نمی‌شود در چند کلمه خلاصه کرد؛ او نه یک عاشقِ تمام‌عیار بود، نه یک آدمِ کاملاً شرور. قباد، ترکیبی بود از عشق، ضعف، ترس، حسادت، تنهایی و عطشِ
مطلب آموزشی
زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
مشاهده محتوای اصلی

Video by ravieghalam

قباد دیوان‌سالار را نمی‌شود در چند کلمه خلاصه کرد؛
او نه یک عاشقِ تمام‌عیار بود، نه یک آدمِ کاملاً شرور.
قباد، ترکیبی بود از عشق، ضعف، ترس، حسادت، تنهایی و عطشِ دیده‌شدن.

مردی که سال‌ها زیر سایه‌ی بزرگ‌آقا زندگی کرده بود؛
مردی که اختیار زندگی خودش را نداشت و همیشه کسی برایش تصمیم می‌گرفت.
شاید همین بی‌اختیاری، یکی از بزرگ‌ترین زخم‌های شخصیت قباد بود.

وقتی شهرزاد وارد زندگی‌اش شد،
قباد برای اولین‌بار چیزی را پیدا کرد که واقعاً متعلق به خودش بود؛
عشق…
اما مشکل اینجا بود که قباد بلد نبود با عشق چه کند.

او عاشق شهرزاد شد،
اما عشقش آرام و بی‌ادعا نبود؛
با ترس از دست دادن، با حسادت و با میل به مالکیت گره خورد.
هرچه بیشتر می‌ترسید شهرزاد را از دست بدهد،
بیشتر می‌خواست او را در کنار خودش نگه دارد؛
و همین‌جا بود که عشق، کم‌کم رنگ دیگری گرفت.

قباد شخصیتی عمیقاً متناقض داشت.
گاهی مهربان و دلسوز بود،
گاهی خشمگین و غیرقابل پیش‌بینی.
گاهی دلش می‌خواست علیه تمام آدم‌هایی که سال‌ها تحقیرش کرده بودند بایستد،
و گاهی خودش همان رفتاری را با دیگران می‌کرد که از آن رنج کشیده بود.

او تشنه‌ی قدرت بود،
نه فقط برای قدرت داشتن؛
بلکه برای اینکه دیگر کسی نتواند به او بگوید «تو هیچ اختیاری نداری».

اما قدرت، قباد را نجات نداد؛
بلکه بخشی از تاریکی‌های درونش را بیشتر آشکار کرد.

قباد از آن شخصیت‌هایی بود که می‌توانستی

بازگشت به صفحه اصلی