Video by rawe.media
Video by rawe.media
کوردستان؛ سنگر مداوم آزادی در برابر دو استبداد
اگر تاریخ معاصر ایران را بدون تعارف ورق بزنیم، یک واقعیت تکرارشونده به چشم میخورد: هر زمان استبداد در تهران تثبیت شده، نخستین جایی که ایستاده و هزینه داده، کوردستان بوده است.
در دوره رضا شاه، پروژه «دولت-ملتِ یکدست» با سرکوب قیامهای محلی و لشکرکشیهای خونین به مناطق کوردنشین آغاز شد. سیاست تمرکزگرایی خشن، خلع سلاح اجباری، تبعید سران عشایر و حذف ساختارهای بومی، بخشی از همان برنامهای بود که تنوع را تهدید میدید. جمهوری مهاباد در سال ۱۳۲۴ تنها یازده ماه دوام آورد، اما سرکوب آن و اعدام قاضی محمد، به نمادی از برخورد حکومت مرکزی با مطالبه خودگردانی تبدیل شد.
در دوره محمدرضا پهلوی نیز، هرگونه سازمانیابی سیاسی مستقل در کوردستان با کنترل امنیتی، بازداشت و فشار پاسخ داده شد. توسعه نامتوازن و نگاه امنیتی به منطقه، شکاف بیاعتمادی را عمیقتر کرد.
با سقوط سلطنت، بسیاری تصور کردند ورق برگشته است. اما در سال ۱۳۵۸، کوردستان بار دیگر به میدان درگیری با قدرت مرکزی تبدیل شد. جمهوری اسلامی که خود با شعار آزادی آمده بود، خیلی زود مطالبات سیاسی و فرهنگی کوردها را با برچسب «ضدانقلاب» پاسخ داد. درگیریهای گسترده، اعدامهای میدانی و سالها فضای نظامی، بخشی از حافظه جمعی مردم این منطقه است. از دهه شصت تا اعتراضات سراسری سالهای اخیر، کوردستان همواره در صف نخست اعتراض و هزینه دادن بوده است.
در جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز جرقه از سقز و پس از جانباختن ژینا امینی آغاز شد؛ شعاری که ریشه در ادبیات سیاسی و اجتماعی کوردها داشت و به مطالبهای ملی تبدیل شد. این فقط یک همزمانی نبود، بلکه ادامه همان سنت مقاومت مدنی و سیاسی بود که دههها پیش شکل گرفته بود.
وقتی گفته میشود «کوردستان سنگر آزادی بوده»، منظور یک شعار احساسی نیست؛ اشاره به الگویی تاریخی است: ایستادگی در برابر تمرکزگرایی مطلق، مطالبه حقوق فرهنگی و زبانی، و پافشاری بر مشارکت سیاسی برابر. چه در برابر سلطنت متمرکز پهلوی و چه در برابر جمهوری اسلامی ایدئولوژیک، این منطقه بارها هزینه داده اما از مطالبه حقوق خود عقب ننشسته است
#سقوط_جمهوری_اسلامی
#جمهوری_فدرال_ایران
#اقلیم_کردستان_ایران
#پهلوی_خائن
#زن_زندگی_آزادی