Video by shadighorbanyy

Video by shadighorbanyy

در زندگی‌ام، از میدان‌هایی جان به در بردم که دشمنانشان را دوست داشتم و زندانبانانشان را عزیز می‌نامیدم. روزی رسید که فهمیدم بعضی پیوندها، طناب‌هایی‌اند با حافظه
مطلب آموزشی
زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
مشاهده محتوای اصلی

Video by shadighorbanyy

در زندگی‌ام،
از میدان‌هایی جان به در بردم
که دشمنانشان را دوست داشتم
و زندانبانانشان را عزیز می‌نامیدم.

روزی رسید که فهمیدم
بعضی پیوندها،
طناب‌هایی‌اند با حافظهٔ گل؛
هرچه بیشتر در آغوششان بگیری،
محکم‌تر دور گلویت می‌پیچند.

رهایشان کردم؛
نه بی‌درد،
نه بی‌دلتنگی؛
بلکه با شهامتِ کسی
که می‌داند
برای نجاتِ یک جان،
گاهی باید
از تشییعِ یک رؤیا گذشت.

هیچ‌کس نفهمید؛
من هم چیزی نگفتم.

قهرمانیِ من،
تماشاگر نمی‌خواست.

✍🏻شادی قربانی

بازگشت به صفحه اصلی