Video by seyedmohsenkazemeyniboroujerdi
Video by seyedmohsenkazemeyniboroujerdi
شرح اشعار توسط السَّيِّد مُحْسِنِ الحُسَيْنِيِّ الأَعْرَجِيِّ الكَاظِمِينِيِّ البُرُوجِرْدِيّ ، مُوجِزاً :
[لمعات وجههء ذوالمنن نه مشعشع آمدی از قِدَم]
از آغاز ، جلوه و نور خداوند هنوز برای ما آشکار و نمایان نشده بود
[طلعات هستی ما خلق نه مُلَمَّع آمدی از عَدَم]
ما و همهء آفریدهها از دلِ نیستی پدیدار شدیم و به هستی آمدیم
[نه شموس حکمت و معرفت ز بروج علم زدی عَلَم]
هنوز خورشیدهای دانش ، معرفت و حکمت در جهان طلوع نکرده بودند
[نه ز عرش و فرش نشان بُدی، نه ز لوح و کرسی و از قلم]
هنوز از آسمان و زمین و هیچیک از مراتب آفرینش، نشانی وجود نداشت
[زِ نهان اگر نشدی عیان، جلوات ذات محمدی]
اگر جلوه و نور حقیقت محمدی از پنهانی آشکار نمیشد ، این هستی و جهان نیز پدیدار نمیشد
[هَلَه آن مشیّت ذات حق که جهان ظهور مشیَّتش]
ای ارادهی خداوند ، که تمام جهان با خواست و ارادهء او هویداگشته
[صُوَرِ عوالم کّنفَکان همه از بدایع حکمتش]
همهءجهانها و موجودات با فرمان «باشِ» خداوند به وجود آمدند و نشانهای از حکمت او هستند
[ملکوت موت و حیات را متصرِّف آمده قدرتش]
قدرت خداوند بر مرگ و زندگی و همهءجهان حاکم است
[نرسد به دولت زندگی مگر آنکه مُرد به دولتش]
انسان به زندگی واقعی و معنوی نمیرسد، مگر اینکه از نفس ، خودخواهی وخودشیفتگی و «منِ» خویش بگذرد
[که به هستی آمده نیستی ز تجلیات محمدی]
آنچه در ابتدا نیست و پنهان بود، به برکت تجلی و ظهور حقیقت محمدی به هستی و آشکاری رسید
خلاصهءخیلی کوتاه : تمام هستی جلوهای از اراده و نور خداست و در نگاه عارف ، حقیقت محمدی واسطهء این تجلی است و انسان برای رسیدن به زندگیِ حقیقی باید از خودخواهی و نفسِ خویش عبورنماید۰۰۰
فَتَاَمَّلُوا جَیِّدَاً۰۰۰۰
#السَّيِّد_مُحْسِنِ_الحُسَيْنِيِّ_الأَعْرَجِيِّ_الكَاظِمِينِيِّ_البُرُوجِرْدِيّ
#ولادت_پیامبر_اعظم
#هفدهم_ربیع_الاول
#ایامکم_اسعد